کافه کتاب

و دیگران

و دیگران رمان برنده ی جایزه ی مهرگان ادب 1385

نوشته ی محبوبه میر قدیری

کتاب خیلی قشنگی بود از یک عشق نافرجام از تنهایی و ترس زنانه البته از یک زاویه خاص نه مثل عشقهای معمولی . فقط خوندنش کمی حوصله میخواد و از نیمه ی کتاب کمی تکراری میشه ولی واقعا ارزش خوندن داره

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1392ساعت 12:38  توسط س  | 

استخوان خوک و دستهای جذامی

استخوان خوک و دستهای جذامی نوشته ی مصطفی مستور چاپ یازدهم 1387

محشر بود بعدا در باره اش مینویسم



استخوان‌ خوک و دست‌های جذامی، داستان آدم‌هایی است که هر اندازه به هم نزدیک باشند، باز از هم دوراند.این رمان به عنوان بهترین رمان سال 1383انتخاب شد و جایزه ادبی اصفهان را نصیب خود کرد.

مستور تنها با کنار هم گذاشتن هنرمندانه ی روزمرگی هایی که "بازی دست ها"ی عروسک گردان می سازد شگردش را آشکار کرده و دست های عریان عروسک گردان دانا را به ما لو داده است. همین و نه چیزی بیشتر. اما تا آن حد هنر مندانه که احساس می کنی از میان تمام عینیت های روزمره ی داستان حدیثی نو از زندگی را کشف کرده ای. چیزی که شاید روزی باید می دانسته ای و از یاد برده بودی اش. این هنر زبان ساده ی روایت مستور است.

مستور کوشیده دنیایی که در آن زندگی می کنیم را بازسازی کند. نه شعار داده و نه برهان اقامه کرده. تنها دوربین را در زاویه ای قرار داده که خدا نیز در کادر باشد. و بی صدا " استخوان خوک در دست جذامی" را از بسته بندی زرکوب و پر تملقی که هر روز من و تو آن را می بینیم بیرون کشیده و بی فریب هر دو را عریان در مقابل چشمان مان به نمایش گذاشته. نه از عرفان نظری یاری جسته و نه عبارت پر تکلف علم اخلاق را برایمان کنار هم چیده. مستور تنها بر تجربه و خاطره ی ثبت شده ذهن ما از زندگی های اطراف مان تکیه کرده و از اصول فطرت مان سود برده و با یاری همین دو عنصر، داستانی باور پذیر از دنیای واقعی ما ساخته که در پس آن کم بهایی بازی های آن و حضور پر معنای حقیقتی غیر قابل انکار را برای خواننده آشکار کرده است.

" استخوان خوک و دست های جذامی " به یقین یکی از بارزترین نمونه های ادبیات روشنفکران دینی در دروه ی حاضر است . ادبیاتی که مخاطب خود را درست انتخاب کرده و بستر های اجتماعی را به درستی شناخته است. ادبیاتی که زبان حقیقی روایت را می شناسد و جان مایه و محتوی را نیز به فراموشی نسپرده. از اندیشه های همین جامعه برخاسته و جایگاه حقیقی اش را نیز در همین جامعه پیدا خواهد کرد.

از سایت کتابناک http://ketabnak.com

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 13:30  توسط س  | 

خرده جنایتهای زناشوهری


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 9:4  توسط س  | 

روی ماه خداوند را ببوس

روی ماه خداوند را ببوس نوشته ی مصطفی مستور ،نشر مرکز چاپ بیست و یکم 1386 ،چاپ اول 1379

کتاب درمورد کسی است که به وجود خدا شک کرده و دنبال جوابی برای این سئوال است که خدا وجود دارد؟

خیلی قشنگ شروع شده بود اما پایان جالبی نداشت و خیلی ساده و به نظر من بی منطق تمام شده بود .خیلی دلم میخواست آخر کتاب به نتیجه ی قشنگ و خوبی برسم که نرسیدم .امابا اینحال کتاب بسیار زیبا نوشته شده و جملات خیلی قشنگی داره و دوست دارم یکبار دیگه هم بخونمش

دلم میخواست مثل گذشته قسمتهایی از کتاب رو بنویسم اما وقت ندارم

قبلا کتاب من گنجشک نیستم از مصطفی مستور رو خونده بودم که باید بگم به نظرم اون کتاب قشنگتر بود

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 14:1  توسط س  | 

بازی عرس و داماد

کتاب بازی عروس و داماد مجموعه داستان کوتاه یا بهتر بگم خیلی کوتاه از بلقیس سلیمانی است .بد نبود اما چیزی برای نوشتن ندارم .بیشتر داستانها زنانه بود. خوب البته طبیعی بود چون نوسنده زن بوده و تقریبا همه ی داستانها تلخ بودند اما از آنجاکه این روزها فرصت خواندن کتاب ندارم خواندن داستان کوتاه حتی تلخ هم برایم شیرین است .

بازی عروس و داماد نوشته ی بلقیس سلیمانی نشر چشمه 1386و 102 صفحه است

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 13:38  توسط س  | 

كيميا خاتون

كيميا خاتون نوشته ي سعيده قدس /1383 /نشر چشمه

كيميا خاتون سرگذشت دختر خوانده ي مولانا (جلال الدين محمد بلخي) است. البته سرگذشتي كه  سعي شده كمي اغراق آميز و زيبا نوشته شود و شايد كمي با واقعيت فاصله داشته اشد . در اين كتاب به رابطه مولوي و شمس كمي اشاره شده است و فصلهاي پايان آن به اين موضوع پرداخته است .زيبايي كتاب در اين است كه اگر نداني كتاب در اين موضوع است كم كم به آن ميرسي و برايت جالب تر ميشود .كيميا كه دختر جوان و زيبايي است به اصرار مولانا به عقد شمس  كه حدود 70 سال دارد در مي ايد چرا كه شمس به قول خودش خدا را در وجود او يافته است .خواندن كتاب باعث شد كه رابطه ي شمس و مولانا به نظرم بسيار مسخره و دور از عرفان و عشقي كه تا به حال در مورد آن فقط شنيده بودم درآيد .البته نميدانم_ و خيلي ها هم هنوز نمي دانند _كه واقعيت رابطه ي شمس و مولانا چه بوده است .براي تحقيق بيشتر قسمتهايي از كتاب شمس من وخداي من از پرويز داكاني را خواندم كه فقط با ترديد بيشتر به همين موضوعها اشاره شده بود . بهرحال باعث نميشود كه عظمت و زيبايي اشعار و نوشته هاي شمس و مولانا زير سئوال برود .

تصميم دارم در اين مورد بيشتر مطالعه كنم خوشبختانه كتابهاي زيادي در دسترسم است .نتيجه ي آن را خواهم نوشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 11:2  توسط س  | 

بعد از يكسال

   بعد از يك سال خواندن كتابهاي مربوط به نگهداري كودك و تغذيه و مادر خوبي بودن و ..... فرصت كردم باز كتابي براي خودم بخوانم .البته نه اينكه ديگر مادر خوبي شده باشم يا ديگر همه چيز را درباره كودكم بدانم و نيازي به مطالعه در اين مورد نداشته باشم اما احساس كردم نياز دارم كمي براي خودم باشم هرچند ديگر نميتوانم خودم باشم .همه وجودم ،فكرم ،عشقم، احساسم و نگرانيم او شده است

او:


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 10:34  توسط س  | 

زندگیتون دیگه مال خودتون نیست .همه تصمیمها را با توجه به موقعیت او میگیرید .وقت خواب و خوردن و استراحت و تفریح رو او مشخص میکنه .کتاب خوندن یک رویا میشه وبلاگ تو زندگیتون جایی نداره خسته هستید اما همچنان عاشقانه دوستش دارید و با یک لبخندش دیوانه می شوید و همه چیز را فراموش میکنید .

دوست دارم یک کتاب در مورد واقعیتهای وجود یک کودک در زندگی مادر و پدر بنویسم از اشکها و لبخندها ,البته وقت ندارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت 11:13  توسط س  | 

زنگبار یا دلیل آخر

زنگبار یا دلیل آخر  نویسنده : آلفرد آندرش    مترجم: سروش حبیبی  ناشر:ققنوس  1387

(داستانهای آلمانی قرن 20)

(چیزی که مشخصه اینه که این کتاب رو بخاطر مترجمش خوندم قبلا از سروش حبیبی کتابهای آناکارنینا ، جنگ و صلح  و از همه مهمتر خداحافظ گری کوپر رو خونده بودم )

 

کتاب به بخشهایی تقسیم میشه که هر بخش اسم یکی از شخصیتهای داستانه که  در بندر کوچکی به نام رریک زندگی میکنند و در آخر به نوعی به هم مربوط میشن.

پسری که پدرش را در دریا از دست داده و  در حال خواندن کتاب هاکل بری فین است و دنبال سه بهانه برای رفتن از رریک می گردد او روی یک کشتی ماهیگیری کار می کند

کنودسن ماهیگیر است و صاحب کشتی که پسر در آن کار میکند از اعضای حزب کمونیست است و تنها دلیل ماندنش در آلمان و فرار نکردنش همسرش است که کمی هم مشکل روانی دارد اما کنودسن عاشق اوست

گرگور که او هم از رابطان حزب است اما تردید دارد و به فکر فرار و جدایی از حزب است و برای رساندن پیغام به کنودسن به رریک آمده است

کشیش  که به دنبال منتقل کردن مجسمه جوان کتابخوان است تا دست  نازی ها به آن نرسد (چون آنها از کتاب خواندن جوانها واهمه دارند ) و دست به دامن کنودسن می شود

و بالاخره یودیت که یک دختر یهودی است و برای نجات جانش باید از آلمان فرار کند و با گرگور آشنا می شود و ....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 12:57  توسط س  | 

سال باکره ها

سال باکره ها  نویسنده : کاترین کوکسن   مترجم : شهلا محیی   نشر پیکان چاپ اول 1379

(داستانهای انگلیسی قرن 20 )

دانیل کالسون و همسرش وینفرد بعد از سی و یک سال زندگی مشترک بر سر ازدواج پسرشان با هم اختلاف دارند و ضمن این اختلاف عقده های چند ساله شان نیز رو می شود آنها دو پسر به نامهای استفان و دانالد و یک پسر خوانده به نام جو دارند .دانالد قرار است با آنت ازدواج کند که اتفاقا جو هم عاشق اوست اما به خاطر برادرش  چیزی نمی گوید  و مادر مخالف این ازدواج است و خلاصه  بعد از عروسی ، عروس و داماد در یک سانحه رانندگی راهی بیمارستان می شوند و ...آخر کتاب بسیار زیبا و عاشقانه است

جمله آخر کتاب اینه:

اتفاقات برای کسی پیش می آید که منتظرش باشد ، مادرت مرا دوست دارد و به من عشق می ورزد.

زیبایی داستان برای من بخاطر شخصیتهای جالب کتاب بود بخصوص جو و کشیشی که در داستان هست.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 12:11  توسط س  |